خود به خود اوکی شد بعدنا
چند سال پیش درگیر یه کاری شده بودم که صبح و شب دنبال اون کار بودم فکرو ذهنم شده بود مهارت تو اون زمینه و این حرفا . یه مدت که گذشت بیضه هام به شدت درد گرفته بود رفتم دکتر سونو اینا نوشت . بعد بردم نشونش دادم
متاهلی ؟
+ نچ
پارتنر داری ؟
+ نچ
بعد گفت خیلی وقته فعالیت نکردی باید تخلیه بشه هر وقت تحریک شدی تخلیه کن . منم مثل سسخلا گفتم چیجوری خب ؟ 😁 دکتر یجوری نگاه میکرد انگار از پشت کوه اومدم گفت تخلیه کن دیگه به هر روشی . چندتا قرص هم نوشت گفت هر وقت درد گرفت یکی بخور .
رفتم به دوستم گفتم آنقدر میخندید میگفت این همه پول دکتر و سونو دادی تهش دکتر گفت برو تخلیه کن ( یه چندتا کلمه دیگه میگفت چون من مودبم 😁 دیگه اونو نگفتم )
+امروز اتفاق خاصی نیفتاد بعد طبق قاعده ی کلی هر روز جنگ یک پست ؛ گفتم یه خاطره ی قدیمی بنویسم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۵ ساعت 1:59 توسط پسر وسطی
|