اشعات لمعات

امشب گفتم شام سبک بخورم یکم مراعات کنم رفتم نون پنیر خوردم . دوساعت بعدش رفتم دم یخچال دیدم قرمه سبزی چشمک میزنه گفتم چیزی نمیشه حالا داغ کردم خوردم .

نیم ساعت پیش بابام رفت املت درست کنه بوش بم خورد هیچی دیگه الان که دارم اینو می‌نویسم تا خرتناق به املتم خوردم /:

تازه میخاستم مراعات کنم 😁 از فردا بصورت عادی جلو میرم ببینیم چطور پیش میره.

+ جمله ی عنوان رو در حین خوردن قرمه سبزی یادم اومد که بیست سال پیش معلم عربی دوم دبیرستانم یه روز سه شنبه بعداظهری زنگ دوم داشت اینو درس میداد /: حالا معنیش چیه و چرا یادم اومد نمی‌دونم 😁

عشق قدیمی

تو بروز شده ها چشمم خورد به وبی که بعد چند سال دوباره پست گذاشته بود و یادی از عشق قدیمیش کرده بود .

چیه این آدمیزاد واقعا یهو وسط این گیر و گور زندگی و مشکلاتش یاد ینفر بیاقتی که نه می‌دونی زندس مردس کجاس چیکار می‌کنه فقط به خودت میگی بهش فکرکنم دلم آروم بشه بعد از ذهنت میگذره که بذار برم وب قدیمیم بنویسم .

آرشیو وبشو نگاه میکردم از سال 89 نوشته بود تا 96 اینجا تموم کرده بودن بعد امشب پست جدیدش بود

بله ترشی

این جمله ی عنوان رو تو در ساندویجی زده بود که بله ترشی موجود است . منم تا حالا اسمشو نشنیدم بودم گفتم برم ببینم چیه . ترشی که داره اسمش روشه کنجکاو بقیش بودم .

یه نون لواش برداشت ( موادش زیاده تو نون ساندویجی جا نمیشد ) دوتا تخم مرغ و گوجه و کاهو و سبزی و ترشی و فلفل و ... آنقدر چیزی تپوند توش اگه بگم تقریبا نیم کیلویی شد دروغ نگفتم /:

حالا من قبلش یه چیزی دیگه خورده بودم مونده بودم اینو چیجوری بخورم فکرمیکردم آنقدر زیاد باشه . یه لیموناد برداشتم با اون میدادم پایین که جا باز کنه 😁 در کل من مزشو دوس نداشتم شاید بقیه دوس داشته باشن

چشم پسر همسایه

یه همسایه داشتیم دوسالی میشه رفتن یه شهر دیگه .

امروز شنیدم چشمش ساچمه خورده کور شده طفلی . حالا قراره بره تهران چندتا دکتر نشون بده ببینن چیکار میتونن بکنن . امیدوارم حالش خوب شه . البته خداروشکر یه چشمش سالمه یکیش بیناییش رو از دست داده ولی خب بازم خیلی بده ایشالا دوا دکتر جواب بده خوب شه.

عجب مملکتی داریم خدایی چقدر از نیروهای خودشون مردن چقدرم جوونای مردم رو کشتن و کور کردن. آنقدر میگفتن شاه کشت کشت فلان کرد طبق گفته خودشون دوهزار نفر مردن اینا فقط تو دو روز این همه آدم کشتن حالا 47 سال گذشته بماند